
من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه اغاز میکنم: یکی بود!........ ..... .... هنوزم هست!.... گرگی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته بود:پوستم را بسوزانید تا هیچ وقت شغالی در ان نقش ما را بازی نکند که نفرین بره ای پشت سر ما باشد.. به سلامتی اون سربازی که تو ایست بازرسی شیشه مشروب رو دید ولی فقط خندید و گفت:یه پیک هم به سلامتی دوست دخترم بزنید که امشب عروسیشه!!!.......خیلی نامردید>>>>>.00 ...
ادامه مطلب